على محمدى خراسانى
259
شرح منطق مظفر (فارسى)
4 . وهميّات قسم چهارم از اصناف هشتگانه مبادى تصديقى بديهى ، وهميّات هستند كه در تقسيمى دو دسته مىشوند : 1 . وهميّات صرفه 2 . وهميّات غير صرفه ( اين تقسيم بعدا بيان خواهد شد و فعلا غرض از اشارهء به آن ، بيان اين نكته است كه بحث ما ، در اين باب چهارم پيرامون قسم اوّل است ) . قضاياى وهميهء صرفه قضايا و تصديقاتى هستند كه صددرصد وهمى بوده و حاكم به آنها صرفا وهم انسانى است و حسّ و عقل ، وهم را همراهى و مساعدت نمىكنند . بيان ذلك : در اوئل جلد اوّل اين شرح ملاحظه شد كه انسان با نفس ناطقه و ذهن ، امور و اشياء را ادراك مىكند منتها نفس داراى قوائى است كه هركدام مدرك امر خاصى هستند : توسط حواس ظاهرى محسوسات را ادراك مىكند ، مانند ديدنيها ، شنيدنيها و . . . توسط قوّه خيال صور محسوسات را ادراك مىكند . توسط قوّة وهم معانى جزئيه و مجرّده را ادراك مىكند ، مانند دشمنى دشمنان و محبّت والدين و . . . و توسط قوّهء عقل امور كلّيه را چه در بخش نظرى و چه عملى ادراك مىكند . فعلا بحث ما در وهميات است يعنى قضايائى كه با قوهء واهمه ادراك مىشود . فنقول : همانگونه كه مرحوم صدر المتألهين در كتاب ارزشمند اسفار تجزيه و تحليل نموده ، انسان در دوران طفوليّت ادراكات عقليّه ندارد بلكه با مدركات و معلومات حسيّه و در مرحلهء بالاتر با صور خياليه ، اوهام و ادراكات وهمى سروكار دارد و اين قوا در جان انسان ريشه كرده و چونان درختى تنومند مىگردند و به مرور زمان و در سنين خاصى ( مراحل تميز يا بلوغ شرعى ) عقل در انسان پيدا شده و امور عقليه را ادراك مىكند و چون وهم سابقهدار است و در وجودش رخنه كرده به راحتى نمىشود با عقل آن را از صحنه خارج نمود بلكه پيوسته وهم به جنگ عقل آمده ، غالب و فاتح بر مىگردد . با عنايت به اين نكته مىگوئيم : قضاياى وهميهء صرفه ، در حقيقت يك سلسله قضاياى كاذبهاى هستند كه اگرچه از ديدگاه عقلى بارها برهان اقامه شده و خلاف آنها ثابت شده و عقل به خلاف آنها ايمان دارند ولى وهم آدمى همچنان حاكم به آن قضايا